خرید بک لینک

چقدر بین من و زندگی به هم خوردهست
آهـــای مـرگ، خودت را بزن محک با من

من از تمامیِ این شهر، پرس و جو کردم
ولی نداشت کسی دردِ مشترک با مـن...

سیدمحمدعلی_رضازاده


برچسبها: درد, شهر, زندگی, مرگ

برچسب: درد, نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:29

تو لعنتی ترین اتفاق روزهای ۱۸سالگیم بودی
،درست زمانی که شادترین دختر روی زمین بودم
آمدی و همه چیز را خراب کردی
عشقم را،احساسم را،حال خوشم را
بعد از رفتنت نشد که خوب باشم
بعد از رفتنت نشد که لحظه ایی به تو فکر نکنم ..
خواستم جایت را با کسان دیگری پر کنم
نشد که بشود
بخدا نشد
تمام هم اسم هایت مثل تو
،سنگ اند و بی رحم ..تمامشان..

معصومه حسین زاده

(سپیده حسینی)


برچسبها: لعنتی, ۱۸سالگی, سنگ, بی رحم, دختر

برچسب: لعنتی,ترین, نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:29

فکر کن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی، وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟ درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار کنی!پس دیگه به من نگو اون عوضی کی بود که باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت، من داشتم از سرما می مردم، می فهمی؟ من تیر خورده بودم، اونم نه یکی، چند تا... (روزبه معین)برچسبها: سرما, تیر, مخمصه, جنگل, تنهایی

برچسب: پناه,بردن, نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:29

دخترکی غمگین زیر باران
با پاهای برهنه
فریاد میزد
خداااایا دوستش دارم
آسمان دلش لرزید و باران تا صبح ادامه داشت
خدا تا صبح بالای سر او بیدار ماند ...
(معصومه حسین زاده)
#سپیده_حسینی
برچسبها: باران, خدا, فریاد, غمگین

برچسب: فریاد, نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:29

یکم خستمشاید یه مدت طولانی بگذره تا بتونم برگردم به حال و روز گذشتهشایدم اونقدر طول بکشه که تا چشم بهم بزنم ببینم شدم یه مادربزرگ پیرنه اینکه نوه داشته باشم ها! نه!اونقدر پیر بشم ک بچه های همسایه مادربزرگ صدام کنناونوقته یهو به خودم میام و میبینم چقددددررر طول کشیده نبودنتیه شبایی که تنهایی امونمو میبرهبا خودم فکر میکنم مگه میشه یه نگاه و حرف ساده تو بتونه اینهمه منو اذیت کنه اونم اینهمه سال ؟راستش جوابش و از لا به لای موهای سفیدم میشه فهمیدفقط اینو بگم و بشه آخر حرفای امشب من با این قلب و ذهن لعنتی که پیش تو جا موندهخیلی دوسسسسسسسسسست دارمبیشتر از اون چیزی که تو اونو داری ...معصومه_حسین_زاد

برچسب: دوست,دارم, نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:29

صفحه بندی